مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
93
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
چون هشام بن حكم شاگرد امام صادق ( ع ) رسيد ، علم فلسفه و كلام را از او فراگرفت و در اين علم صاحبنظر شد . « 1 » صفدى و قاضى عبد الجبّار مىگويند : « نظّام تمايل به مذهب تشيّع داشته » . « 2 » مقريزى در الخطط ، صفدى ، در الوافى بالوفيات و شيخ عبّاس قمى در سفينة البحار مىنويسند : نظّام عقيده داشت با تصريح پيامبر ( ص ) به خلافت على ( ع ) ، همهء صحابه او را تصديق كردند ، مگر عمر بن خطاب كه به خاطر خلافت ابو بكر او را تصديق نكرد و در روز بيعت با ابو بكر ، عمر ، فاطمه دختر پيامبر ( ص ) را كتك زد تا فرزندش محسن سقط شد . نظّام مىگفت : در شرع اسلام اجماع و قياس حجت نيست ، و تنها قول امام معصوم ( ع ) حجت است . نظّام ، به روش حكومت عمر بن خطاب ايراد مىگرفت و مىگفت : عمر ، اهل بيت را از ميراث رسول خدا ( ص ) منع و به صلحنامهء حديبيّه شك كرد . در روز رحلت رسول خدا ( ص ) در مرگ آن حضرت ترديد كرد و گفت : پيامبر نمرده است . او در شب عقبه قصد داشت كه شتر پيامبر ( ص ) را رم دهد . عمر ، نماز تراويح را ابداع كرد درحالىكه خواندن اين نماز جائز نيست . او دو متعه را حرام كرد . درحالىكه در زمان رسول خدا ( ص ) حلال بود : 1 - متعة النّساء ؛ 2 - متعة الحج ، و ديگر ازدواج غير عرب را با زنان عرب منع كرد و حرام دانست . نظّام ، عثمان بن عفّان خليفه سوم را نيز مورد ملامت قرار داده مىگويد : عثمان ، وليد بن عقبه را به حكومت كوفه منصوب كرد . اين حاكم اسلام شراب خورد و در حال مستى با مردم نماز خواند . نظّام مىگفت : عثمان ، چهل هزار دينار از بيت المال را به سعيد بن عاص داد تا او ازدواج كند . « 3 » قاضى عبد الجبار گفت : نظّام مىگويد : عمر ، خانهاى را به آتش كشيد كه در آن خانه
--> ( 1 ) - همان ، ص 131 . ( 2 ) - الوافى بالوفيات ، ج 6 ، ص 17 ؛ فرق الطبقات المعتزله ، ج 1 ، ص 198 . ( 3 ) - الخطط المقريزية ، ج 2 ، ص 346 ؛ الوافى بالوفيات ، ج 6 ، ص 17 ؛ فرق الطبقات المعتزله ، ج 2 ، ص 199 ؛ سفينه البحار ، ج 8 ، ص 279 .